تبليغاتX
Google آیینه داران

زاده ی عشق

 شنبه نوزدهم آذر 1390
زاده ی عشقم و دیوانه ی دیوانه شدن!

پیله ای مرده که می خواسته پروانه شدن ...

من درین همهمه ی سرد شما گم کردم

رسم محبوب نوازی و صمیمانه شدن!


 نوشته شده در   ساعت 22:31  توسط محمد کیهانی  لینک ثابت    

کیست که ...

 شنبه نوزدهم آذر 1390
کیست که از ره جنون رو به خیال می زند؟
بر تــن درمــند مـن زخـم ســـوال مـی زند
ساقه ی کرم خورده ام ، بی هدفم ، فسرده ام
کیست به جسم مرده ام وصله ی بال می زند؟
من که پر از پریدنم ، منزجر از رسیدنم
کیست به واپریدنم مهر کمال می زند


 نوشته شده در   ساعت 22:29  توسط محمد کیهانی  لینک ثابت    

هوای جهان چرا ابریست؟

 یکشنبه بیست و هشتم فروردین 1390

دلم گرفته، هوای جهان چرا ابریست؟!

کسی نگفت به ما، آسمان چرا ابریست؟!

به قدر هر چه که می خواستم، نوشتم شعر

ولی دریغ که طرز بیان، چرا ابریست؟!

هوای آمدن شعر تازه ای دارم

...و شعر تازه ی من را ، توان چرا ابریست؟

به هر چه، پشت نگاه تو می شود فهمید ...

نمی شود که نگویم جهان چرا ابریست؟

 نوشته شده در   ساعت 23:23  توسط محمد کیهانی  لینک ثابت    

مردن به سبک مرد

 دوشنبه بیست و دوم فروردین 1390

در التهاب آتش و سرب و ترانه مرد
دیوانه بود گر چه چنین عالمانه مرد
وقتی که آفتاب، زمین را نمی شناخت
...در یک سکوت و ماتم سرد شبانه مرد
از مهربانی همه ی اهل روزگار ...
شد نا امید و در قدمی عاشقانه مرد
گویا تمام قاعده ها را شکسته بود
ناگه فرا پرید و چه ناغافلانه،مرد!
هرگز ندید روز خوشی را به عمر خویش
در انتظار امدن آن زمانه مرد ...

 نوشته شده در   ساعت 19:41  توسط محمد کیهانی  لینک ثابت    

31 لغت مطلقاً ضروری برای درک اولیه متون شیمی

 یکشنبه بیست و هشتم آذر 1389

در هر علمی کلمات کلیدی خاصی وجود دارند که اساساً بدون درک معنی آنها نمی توان حتی به پوسته ی مطلب رسوخ کرد. من مدت ها به دنبال جدولی بودم که  کلمات با بسامد بسیار در علم شیمی  را پوشش دهد و سرانجام یک دسته ی بسیار کوچک از این کلمات را در کتاب    “Write like a chemist”  که توسط انتشارات اکسفورد منتشر شده است یافتم. این کلمات کلیدی از 200 مقاله معتبر شیمی و توسط سنجش رایانه ای بدست آمده اند. فی الحال به علت مشغله تنها مفتخرم که این کلمات را با خواننده محترم شریک شوم. به امید روزی که شرحی در خور بر این کلمات بنویسم.


ادامه مطلب...
 نوشته شده در   ساعت 19:49  توسط محمد کیهانی  لینک ثابت    

مصنوع ناهموار!

 شنبه بیستم شهریور 1389

دســتان من دسـتان یک مردار بودست

که صد هزار و چند شب بر دار بودست

چشمان من چشمان نمرودی خیالیست

که ســالها در بابـلـــش بـــــیدار بودست

شـاید تــنم هـــم با هـــــمه نا استواریش

روزی خـــمیر خــشـــته ی دیوار بودست

مـــن آخـــرین مــصـــنوع رب مـــتـــعالم

که ایــنــچــنـین ناجور و نا هموار بودست

بــهـتر بـمـیرم! تا نـرنــجــانم جـــهان را

پـیش از من و تو مردگان بسیار بودست


 نوشته شده در   ساعت 9:57  توسط محمد کیهانی  لینک ثابت    

در انتهای جاده غمگین ...

 یکشنبه چهاردهم شهریور 1389
در انتهای جاده غمگین ...

استاده است کولی پر دردی

با قیژکی که کوک شده سنگین

با خنجری که پاک شده با خون

در انتهای جاده ی غمگین ...

با ضجه های درهم و ناموزون

با خنده های گه گه و آتش گون ...

یک مرد مرده با دم عیسایی

با یک صدای ساده و آهنگین

دارد دوباره خاطره می سازد!

در انتهای جاده ی غمگین



 نوشته شده در   ساعت 11:10  توسط محمد کیهانی  لینک ثابت